
معرفی استاد: شیخ غلامعلی شهیدی ساروی معروف به شیخ غلامعلی مجتهد (متوفی سال 1337 ق / 1290 ش)، از علما و شخصیتهای سیاسی عصر مشروطه و قاجار در قرن سیزدهم و چهاردهم در ساری بود. وی پس از فراگیری سطوح دانش دینی در زادگاهش ساری به عتبات رفت و نزد استادانی چون شیخ زین العابدین مازندرانی کسب فیض کرد و به درجه ی اجتهاد رسید. شیخ غلامعلی پس فوت استادش، با اندوخته های فراوانی از علوم و معارف الهی به زادگاه خود ساری بازگشت و به انجام وظایف شرعی و دینی همت گماشت.
حیات سیاسی: شیخ غلامعلی مجتهد ساروی، علاوه بر داشتن فضایل علمی و خصایص عرفانی، دارای مشرب سیاسی نیز بود. وی پس از بازگشت از عتبات مقدس و استقرار در ساری به حمایت از روشنفکران پرداخت و در فعالیت های سیاسی، اجتماعی نقش موثری داشت. در طی سالها 1324 و 1325 قمری انجمنهایی در شهرهای ساری و بارفروش (بابل) به همت مشروطهخواهان تأسیس شد، که نقش علما و روحانیون مازندرانی در تأسیس و اداره این انجمنها بسیار فعالانه و چشمگیر بوده و بانیان اولیه و اصلی انجمنها در مازندران روحانیون مازندرانی بودند. یکی از انجمنهایی که در ساری تأسیس شد، انجمن سعادت نامیده شد، این انجمن را آقا شیخ غلامعلی مجتهد تأسیس کرد و حدود دویست تن از آزادی خواهان در آن انجمن عضویت داشتند و در جلسات و اجتماعات انجمن سعادت بیش از هزار نفر از مردم ساری گرد هم میآمدند. سرانجام انجمن سعادت با فشار نیروهای مستبد در زمان استبداد صغیر محمدعلی شاه منحل شد. بعد از آشکار شدن ضدیت محمدعلیشاه با مشروطیت و مخالفت آیت الله شیخ فضل الله نوری با بعضی از مفاد قانون اساسی و طرح مشروعه در قبال مشروطه، «مشروطه مشروعه» در ساری نیز هوادارانی پیدا کرد. یکی از طرفداران این طرح شیخ غلامعلی مجتهد بود که نسبت به تشکیل «انجمن اسلامی» اقدام کرد تا بتواند بدین طریق با جریان ضد دینی مبارزه کند.
نحوه شهادت: شیخ غلامعلی مجتهد ساروی که بالای ۸۰ سال سن داشت، در عصر روز ۱۸ رمضان المبارک سال 1337 قمری برابر با سال 1290 شمسی با زبان روزه در حالی که سحری هم نخورده بود به طرف استانداری در سبزهمیدان ساری برده و تیرباران شد. روز بعد از قتل یعنی ۱۹ رمضان برابر با ۲۱ شهریور ۱۲۹۰ هجری شمسی خانه شیخ غارت شد. مردم از قتل شیخ غلامعلی مجتهد سخت ناراحت شده و عاملان جنایت را مورد ملامت قرار دادند و اعتقاد داشتند که وی بی گناه کشته شد و اتهام هایی که به وی بسته شد اساساً درست نبود. چون شیخ غلامعلی مجتهد ساروی توسط عوامل استبداد به درجه رفیع شهادت نایل آمد، به همین جهت فرزندان و نوه های وی نام خانوادگی شهیدی را انتخاب کردند. یکی از معروفترین چهره های این خاندان مرحوم دکتر اسماعیل شهیدی فرزند شیخ محمد حسین ثقة الاسلام فرزند شیخ غلامعلی مازندرانی است که یکی از خیرین و خوشنامان مردم شهرستان ساری به شمار می رود. جسد شیخ غلامعلی مجتهد را به نجف اشرف برده و در آنجا به خاک سپردند.
سیره زندگی استاد: شیخ غلامعلی شهیدی ساروی زندگی بسیار ساده و بی آلایشی داشت. به اهل بیت عصمت و طهارت(ع) بسیار علاقه مند بود و به همین خاطر در هر سال دو ماه یعنی ماه های محرم و صفر در منزلش واقع در محله امامزاده یحیی ساری مجالس روضه خوانی برپا می شد و در دهه اول محرم به اطعام دهی می پرداخت. ارتباط نزدیک و صمیمی با مردم داشت و به قدری رفتارش با مردم محبت آمیز بود که آنان او را همانند پدری دلسوز و مهربان می دانستند و هر گاه با مشکلاتی روبرو می شدند به سوی وی و در حل مشکلات از او یاری می خواستند. همچنین از نظر فضائل علمی نیز او از علما و فصحا معرفی شده و دارای خطی بسیار زیبا و بیانی شیوا بود.
جمع بندی توصیف منزلت استاد: شیخ غلامعلی مجتهد علت اصلی عقب ماندگی مردم را جهالت آنان می دانست و از جهالت و بی خبری مردم و عدم اطلاع آنان از مسائل روز ایران و جهان رنج می برد؛ به همین جهت بود در استقرار نظام مشروطیت تلاش فراوانی به خرج داد و با سخنان گرم و پرشور خویش در جهت بیداری و روشنفکری مردم می کوشید.
موسی حقانی، مدیر موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران گفت: معنای اصطلاحی واژه مشروطیت، حکومت قانون است. مشروطه به رژیم سیاسی یا حکومتی گفته میشود که دامنه کاربرد قدرت در آن محدود به قانون است و در برابر حکومت استبدادی قرار میگیرد. دولت مشروطه و نظریه مشروطیت دستاورد قرن هجدهم میلادی است و نخستین تعبیرات از نظریه دولت مشروطه، در آمریکا، فرانسه و انگلستان عنوان شد. واژه مشروطه در نیمههای دوره سلطنت ناصرالدینشاه قاجار در ایران به کار گرفته شد و سیدمحمد طباطبایی دوازده سال پیش از امضای فرمان مشروطیت به دست مظفرالدینشاه، از مشروطیت و مجلس شورای ملی سخن گفت. هدف اصلی نهضت مشروطه ایران نیز تبدیل قدرت سیاسی خودکامه به قدرت مقید به قانون بود و نهادهای برآمده از جنبش مشروطه یعنی قانون اساسی و مجلس شورای ملی نیز چنین وظیفهای بر عهده داشتند. به مناسبت سالروز صدور فرمان مشروطیت با موسی حقانی، مدیر موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران به گفتوگو نشستیم که در ادامه میخوانید:
مشروطیت یکی از حوادث بزرگ تاریخ ماست که به لحاظ تاثیر عمیق و ماندگار آن در سیاست و فرهنگ این سرزمین نقطه عطفی در تاریخ کشورمان به شمار میرود، با توجه به آثاری که در این زمینه منتشر شده، تا چه میزان در زمینه مشروطه کار انجام گرفته و چقدر جای کار دارد و هنوز ناگفته باقی مانده است؟
نهضت مشروطه یک نهضت بزرگ مردمی در تاریخ معاصر ایران است و یک گام بزرگی بود که ملت ایران برای محدود کردن استبداد برداشتند و این نهضت آغاز مردم سالاری دینی در ایران محسوب میشود. البته نهضت مشروطه از منظر علمای بزرگی مثل مرحوم نائینی و مرحوم شیخ فضلالله نوری آغازی بود بر مردم سالاری دینی و میتوانست با توجه به دیدگاههایی که مرحوم آخوند خراسانی داشت به مشکلات ایران خاتمه بدهد و یا اوضاع ایران را سر و سامانی ببخشد. در اعلامیههای علمای نجف و علمای ایران آنچه که در مورد نهضت مشروطه میخوانیم این است که اولاً مشروطه نظامی است که در آن استبداد و نیروی حاکم محدود میشود و حاکم نمیتواند هر گونه که دلش خواست، رفتار کند و مجموعه اقداماتش و مجموعه اجرا در کشور میبایستی توسط مجلس انجام شود و به تایید مجلس برسد، مجلس بر رفتار قوه مجریه دخالت داشته باشد.
با نهضت مشروطه تفکیک قوا صورت گرفت و ایران در میان کشورهای منطقه اولین کشوری بود که صاحب مجلس و قانون و نظام مشروطه شد. ایران و عثمانی جزو اولین کشورهایی هستند که در این مسئله توانستند ظرفیتی را ایجاد کنند. قرار بود که این نظام مشروطه غیر از اینکه استبداد را محدود کند، بتواند در ایران تحولات اساسی ایجاد کند. غیر از اینکه نمایندگان منتخبین مردم بیایند و در تدوین قانون و نحوه اداره کشور حضور و نظارت داشته باشند، بحث قدرت دفاعی ایران، بحث رفاه رعیت و بحث توسعه تجارت مطرح بود.
حمایت از تولیدات داخلی و تقویت بنیانهای اقتصادی کشور، ایجاد امنیت در کشور جزء خواستههای به حق مردم در نهضت مشروطه بود. متاسفانه در جریان مشروطه جریاناتی وارد شدند که اساساً نگاهشان با نگاه روحانیت شیعه و مرجعیت شیعه تفاوت داشت. جدیترین تفاوت این جریانها با مشروطهخواهان جدایی دیانت از سیاست بود که اینها با جدیت این موضوع را دنبال میکردند. تفکیک دین از سیاست در کشوری که مذهب رسمی آن تشیع و دین رسمی آن اسلام است و علما در پاسداری از تمامیت ارضی این کشور در طول دوران تاریخی ایران از صفویه به بعد نقش اساسی داشتند، یک حرکت نابجایی بود که از طرف گروههای ساختارشکن در ایران دنبال شد، یعنی سکولاریزه کردن و عرفی کردن نظام سیاسی در ایران.
یکی از نقاط قوت حکومت یعنی دین و دولت در ایران را با تفکیک دیانت از سیاست تضعیف کردند که این موجب شکاف در صفوف رهبران نهضت مشروطه شد. مرحوم شیخ فضلالله نوری میخواست مانع این اتفاق بشود، اتفاقی که میتوانست باعث تنش و درگیری در کشور شود. او تمام تلاشش را به کار گرفت تا با پیشنهاد اصل دوم متمم قانون اساسی دایر بر نظارت علمای طراز اول بر مصوبات مجلس مانع این اتفاق شود. اتفاقی که جریانات غربگرا سعی داشتند در ایران رقم بزنند. که آن اصل ترکیب شد ولی تقریباً میشود گفت غیر از یک یا دو دوره که به صورت ناقص اجرا شد، در کل دیگر اجرا نشد و از اول هم بنا نبود، اجرا شود. یعنی گروه غربگرا بنا نداشتند، اجرا کنند. اینها باعث شد که مرحوم شیخ فضلالله نوری مخصوصاً وقتی گروه ساختارشکن شروع به پردهدری و اهانت به مقدسات دینی کردند، حرمت مشروطه غربی را اعلام کرد. او مشروطه اسلامی را تایید میکرد، بارها هم تایید کرده بود، او مشروطه غربی را منافی با فرهنگ دینی و در تضاد با ایران و تمامیت استقلال ایران میدانست. به همین جهت مخالفت جدی خویش را آغاز کرد، در همین مسیر هم ترور شد و هم به شهادت رسید. متاسفانه ما در حوزه تاریخ نگاری مشروطه بر روی آن چیزی که خیلی متمرکز میشویم مشروطه اول یعنی از سال ۱۳۲۳ تا سال ۱۳۲۷ است. مشروطه دوم که بعد از فتح تهران آغاز میشود، نکات بسیار نابی را در خود نهفته دارد که میتواند مشخص کند چه گروههایی طرفدار مردم سالاری در ایران بودند و چه گروههایی با شعار مردمسالاری تلاش داشتند ایران را غربی و وابسته به غرب و استعمار غربی کنند. میبینیم که علمای بزرگ ما وقتی نام مجلس برده میشود از آن با نام مجلس مقدس ملی یاد میکنند اما گروههای ساختارشکن که شعار آزادی و برابری میدادند کار را به جایی رساندند که برای ایران نسخه دیکتاتوری منور یا استفاده از مشت آهنین را نوشتند.
ایده گروههای ساختارشکن به کجا منجر شد و چه تاثیری بر نهضت مشروطه بر جای گذاشت؟
مرحوم مدرس، مرحوم شیخ محمد خیابانی و مرحوم میرزا کوچک خان جنگلی کسانی بودند که برای اعاده مشروطیت در ایران قیام کردند. اما آن کسانی که به دنبال مشروطه غربی بودند بعد از پانزده سال به این نتیجه رسیدند که برای عرفی کردن جامعه و حکومت در ایران میبایستی از مشت آهنین استفاده کنند، طی کودتایی رضاخان را به قدرت رساندند و از طریق آن تلاش کردند روند سکولاریزه کردن جامعه ایرانی را پیش ببرند، جالب اینجاست آنهایی که شعار آزادی میدادند و ادعای دموکراسی داشتند، کار را به رضاخانی سپردند که از مجلس با عنوان طویله یاد میکند، همان مجلسی که علما میگویند مجلس مقدس ملی. رضاخان وقتی که میخواهد با نمایندگان مجلس برخورد کند، میگوید؛ اگر حرف زیادی بزنند میگویم که در این طویله را ببندند و این متاسفانه سرنوشت نهصت بزرگی بود که توسط غربگرایان ناکام شد و سر از دیکتاتوری پهلوی درآورد.
اسناد تاثیرگذاری که به صورت مستقیم و غیر مستقیم به نهضت مشروطه اشاره میکند، تا چه میزان در آثار منتشر شده مورد استفاده قرار گرفته و چه اسنادی هنوز منتشر نشده باقی مانده است؟
خوشبختانه بعد از انقلاب هم آثار متعددی در مورد مشروطه منتشر شده و هم اسناد قابل توجهی هست که چه مستقیم و چه غیر مستقیم تحولات ایران را از قبل از مشروطه تا روی کار آمدن رژیم پهلوی بیان میکند که اساساً میتوان گفت خاتمه دوره مشروطه است. اسناد بسیار خوبی در دسترس قرار دارد، مخصوصاً اسنادی که از علمای بزرگی مانند آخوند خراسانی در خصوص مشروطه و درگیری مرحوم آخوند با گروه غربگرا منتشر شده است، قابل توجه است. برخی از این دست اسناد الان در اختیار مراکز اسنادی قرار دارد و برخی در قالب آثار به چاپ رسیده است که به نظر من این اسناد میتواند صفحه جدیدی را در تاریخ نگاری مشروطه باز کند. مخصوصاً خاطرات و دستنوشتههایی که به مرور در خصوص مشروطه منتشر میشود. آنهایی که مربوط به تهران است یا آنهایی که مربوط به نجف است، یا خاطراتی که از رجالی ثبت شده است که در شهرهای مختلف ایران خصوصاً شهرهای بزرگ و تاثیرگذار در مشروطه به چاپ رسیده و یا انشاءالله به چاپ خواهد رسید. این اسناد فضای جدیدی را برای مطالعات در حوزه مشروطه باز میکند. انگلیسیها اسناد زمان مشروطه را منتشر نمیکنند، اگر اسناد روسیه و اسناد انگلستان هم بعد از گذشتن ۱۲۰ سال بعد از مشروطه منتشر شود، قطعاً نکات ناب و تازهای را میشود از خلال آن اسناد به دست آورد.
به تازگی کتاب «دانشنامه مشروطیت» به همت انتشارات پژوهشکده تاریخ معاصر و مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره) منتشر شده است، این کتاب از چه جنبهای به مشروطیت پرداخته است، در این خصوص شرحی بیان کنید.
جلد اول دانشنامه مشروطه اثری است که به شرح حال رجال غیر روحانی مشروطه پرداخته است. بیشتر هم همان رجالی سیاسی تیمورزاده، تیمورتاش و محمدعلی فروغی که نقشآفرین بودند و در مشروطه نقش مثبت یا منفی داشتند. بخش دوم دانشنامه نیز به رجال روحانی اختصاص دارد که در مشروطه تاثیرگذار بودند و این بخش دوم در دست آمادهسازی است. در واقع دانشنامه اثر نسبتاً مفصلی است که حاوی شرح حال رجالی است که در مشروطه نقشآفرینی کردند. این اثر بسیار فراتر از آثاری است که در خصوص رجال در کشور به چاپ رسیده است. در این کتاب مفصلتر به موضوع و به شخصیت این افراد و مواضع آنها و انقلاب مشروطه پرداخته شده است.
همایش ملی شیخ شهید که سال گذشته از سوی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی با مشارکت پژوهشکده تاریخ معاصر ایران و مرکز مدیریت حوزههای علمیه برادران و خواهران برگزار شده بود، آیا مجموعه مقالات این همایش به چاپ رسیده است؟
اثری حاوی مجموعه مقالاتی که در همایش ملی شیخ شهید ارائه شده بود، یا مقالاتی که فرصت نشده بود تا در همایش ارائه شود، در دست چاپ قرار دارد. این مقالات مواضع سیاسی حاج شیخ فضلالله نوری مخصوصاً در خصوص مشروطه، مشروطه مشروعه و حرمت مشروطه را دربرگرفته است. در این اثر ارتباط شیخ فضلالله نوری با نجف و علمای نجف بیان شده و مخالفان شیخ فضل الله نوری معرفی شدند. در این اثر جریانها و گروههایی که جزو مخالفان اصلی مرحوم شیخ فضلالله نوری محسوب میشدند، نیز معرفی شدند. مطالبی پیرامون این افراد، دیدگاههایشان و مواضعی که علیه شیخ فضلالله نوری داشتند، بیان شده است. در این اثر همچنین حیاتنامهای هم از شخص شیخ فضلالله نوری در خصوص مراحل مختلف زندگی ایشان و مواضع او در مقاطع مختلف در خصوص مشروطه آمده است، چه آن زمانی که جزو موسسین مشروطه بودند و چه آن زمانی که تلاش داشتند برای اصلاح مشروطه با غیرمشروطه مشروعه و چه آن مقطعی که حرمت مشروطه غربی را در ایران اعلام کردند، جزو مواردی است که در کتاب مجموعه مقالات آمده و میتواند مورد استفاده محققین قرار بگیرد.
مشخصاً برای اینکه به شخصیت شیخ فضلالله نوری به عنوان یکی از شخصیتهای تاثیرگذار مشروطه هم اشارهای داشته باشیم، به کتاب «شیخفضلالله، اندیشه سبز و زندگی سرخ» از موسسه مطالعات تاریخ معاصر اشاره میکنم، در خصوص تاثیرگذاری این شخصیت با توجه به این کتاب شرحی بفرمایید.
این کتاب یک مجموعه هفت جلدی است که در مورد شیخ فضلالله نوری از سوی موسسه تاریخ معاصر به چاپ رسیده است. مرحوم آقای علی ابوالحسنی زحمت تالیف این کتاب را کشیده بود. یک جلد از این کتاب هفت جلدی اندیشه سبز، زندگی سرخ است که به اندیشه و زندگی مرحوم آقا شیخ فضل الله نوری میپردازد. از این حیث که ابتدا میبایستی شرح حالی از شیخفضلالله ارائه میشد، این کتاب بر حیات شیخ مروری دارد. خاندان وی، تحصیلاتش در تهران و نجف و حضورش در سامرا و در کنار مرحوم میرای شیرازی در این کتاب مورد توجه قرار گرفته است. آشنایی با روحیات دو تن از استادان بزرگ شیخ فضلالله، میرزای شیرازی و حاج میرزا حبیبالله رشتی و تاثیر این اساتید در شکلگیری شخصیت شیخ در این اثر مورد بحث و بررسی قرار گرفته است. جایگاه مرحوم شیخ فضلالله در نزد مرحوم میرزای شیراری و اینکه مرحوم میرزای شیرازی در سال ۱۳۰۳ ق مرحوم شیخ فصلالله را اعزام میکند و خدماتی که شیخ فضلالله در مدت اقامتش در تهران از سال ۱۳۰۳ به بعد یعنی حدود ۲۱ سال قبل از مشروطه داشت در کتاب «شیخفضلالله، اندیشه سبز و زندگی سرخ» مورد بحث و بررسی قرار گرفته است. همچنین نقش شیخ فضلالله نوری در نهضت تحریم مورد توجه قرار گرفته است. البته منظور از نهضت تحریم؛ تحریم تنباکو نیست، چون نهضت تنباکو بخشی از نهضت تحریم بود و هم نهصت تحریم علیه سلطه استعمار و هم تحریم تنباکو را در برمیگیرد.