عمومیبا حضور جمعی از نمایندگان دستگاه های فرهنگی هنری
با حضور جمعی از دستگاه های فرهنگی هنری، نشست کمیته هنری مازندران برگزار شد.
عمومیجایزه بزرگ دوازدهمین دوسالانه کاریکاتور تهران به هنرمند مازندران رسید
عمومیبا اعلام دبیرخانه چهارمین دوره جایزه ادبی شهید همدانی:
زندگینامه داستانی «نسیم به سوی من وزید» نوشته زهره اسدی، جزو چهار اثر نهایی دوسالانه ادبی شهید همدانی شد.
عمومیدر آستانه برگزاری جشنواره رسانه ملی رخداد
«آنجا که تورها رها شدند» و «بستابرمه» به بخش رقابتی جشنواره تلویزیونی مستند راه یافتند.
عمومیبه ما اطلاع دادند که اغتشاشگران به مصلی حمله کردهاند و احتمال آتشزدن مصلی و همچنین دفتر نمایندهٔ ولیفقیه که در کنار مصلی قرار دارد، وجود دارد. با توجه به شرایط، امکان حضور با…
عمومیچشمانش کمی خمار است. نزدیک به دو هفته میشود درست و حسابی نخوابیده. دوستانش هم همراهش هستند. آنها هم همین وضعیت را دارند. زندگیشان عجین شده با اتفاقات خطرناک در شرایط متفاوت. تا چشم کار میکند این سیل جمعیت تمامی ندارد. مسیر راهپیمایی از میدان شهرآشوب تا گلزار ملامجدالدین است. زنان و دخترانی که مَجمَع (سینی) به سر دارند و ماشین حمل تابوتها جلوتر از همه حرکت میکنند. اکثرا خانوادگی و دوستانه شانه به شانهی یکدیگر قدم برمیدارند. دلشان گرم ست که آمدهاند. و گرنه در این ساعت ظهر باید دور سفره م
عمومیتلویزیون روی شبکه خبر روشن بود. چشمانم اخبار را دنبال میکرد و دلم در میدان شهر پرسه میزد. صدای تیراندازی از خیابان به گوشم میخورد و زیرلب امام زمان را صدا میزدم . چقدر این حس…
عمومیاستارت ماشین را میزنیم و سمت میدان ولایت راه میافتیم. تا چند کیلومتریِ میدان، ماشین پارک شده و از جایی به بعد مجبور میشویم پیاده برویم. صدای «مرگ بر آمریکا» و «مرگ بر اسرائیلِ»…
عمومینگاهی به ساعت دیواریِ توی هال میاندازم؛ تا ساعت دو چیزی نمانده. همسرم زودتر از وقت معمول از محل کارش برگشته و منتظر است. لباسم را میپوشم و سمت در ورودی راه میافتم. دخترم از…
عمومیشهر از اعتراض رو به اغتشاش رفته. بخاطر همین این هفته را در خانه ماندم و بیرون نرفتم. دیشب خبر رسید میدان شهدا شلوغ شده. دلم شور خانهی مادرجون را زد. گوشی را گرفتم و زنگ زدم…
عمومیساعت حوالی ۱۱ شب است. امشب هم مثل شبهای گذشته قارن شلوغ شده. ترافیک سنگین است. رانندهها گاهی به فرمان میکوبند، گاهی سرشان را از پنجره بیرون میآورند و به ماشین جلویی فریاد…
عمومیمن نویسندهام. سالها نوشتهام و خواندهام درباره جنگ، درباره سردرگمیها، درباره آدمهایی که در میدانها و خیابانها، میان ترس و امید، زندگی میکنند. اما هیچچیز نمیتواند آن…