کارآفرینی در دل مادری

کارآفرینی در دل مادری
در سالن جشنواره مادُخت قدم می‌زدم؛ جشنواره‌ای برای پوشاک ایرانی–اسلامی، جایی برای دیده‌شدن طراحی، دوخت و کارآفرینی بانوان مازندران. میان غرفه‌ها، یک غرفه توجهم را جلب کرد.
چهارشنبه ۲۶ آذر ۱۴۰۴ - ۱۶:۳۵
کد خبر :  ۳۵۴۰۶۴

در سالن جشنواره مادُخت قدم می‌زدم؛
جشنواره‌ای برای پوشاک ایرانی–اسلامی، جایی برای دیده‌شدن طراحی، دوخت و کارآفرینی بانوان مازندران.
میان غرفه‌ها، یک غرفه توجهم را جلب کرد.
لباس‌های سنتی، دوخت‌های تمیز و وسایلی که معلوم بود با حوصله و عشق ساخته شده‌اند.
ایستادم و پرسیدم: «کار خودتونه؟»
لبخند کوتاهی زد و گفت:
«بله، همه‌ش کار خودمه.»
گفتم: «پس لطفاً خودتون رو توی دوربین ما معرفی کنین.»
کمی مکث کرد، بعد آرام و ساده گفت:
«سعیدی هستم، یک مادر کارآفرین.»

نه توضیح اضافه‌ای داد، نه بزرگش کرد.
انگار داشت خودش را همان‌طور که هست معرفی می‌کرد.

شروع کرد از مسیرش گفتن.
از سختی‌ها؛ از زمانی که باید هم مادر می‌بود، هم پیگیر کار،
از روزهایی که خستگی اجازه نمی‌داد اما مسئولیت هم اجازه‌ی توقف نمی‌داد.
گفت همیشه آسان نیست، اما ممکن است.

از شیرینی‌ها هم گفت.
از حس استقلال، از دیده شدن کار دستش،
از اینکه فرزندش یاد گرفته مادر بودن یعنی تلاش، نه کنار کشیدن.

می‌گفت مادر شاغل اگر آگاه باشد، کم نمی‌گذارد؛
بلد است اولویت‌بندی کند،
بلد است بین کار و خانه تعادل بسازد،
و بلد است خودش را فراموش نکند.

آن‌جا فهمیدم مادر بودن فقط در خانه ماندن یا کار کردن نیست؛
در آگاهی است.
مادری که بداند چه می‌خواهد،
به همه‌ی ابعاد زندگی می‌رسد؛
حتی وقتی کار می‌کند،
حتی وقتی خسته است.

از آن غرفه فقط یک تجربه نگرفتم؛
یک نگاه تازه گرفتم به مادری که می‌شود هم مسئول بود، هم مستقل،
و هنوز مادر ماند.

✍🏻 سیده سماء حسینی 
▫️ سه شنبه | ۲۵ آذرماه ۱۴۰۴

ارسال نظر

پربازدید ها

صفحه خبر - عکس مطالب بیشتر

صفحه خبر - تماشاخانه مطالب بیشتر